الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

798

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

رسوا مىنمايد . پس [ زن ] ديگرى به او ( معشوقه ) مىگفت : چرا اين‌قدر دوست خود را آزار مىدهى و او را در سختى مىاندازى و آيا دليل و بهانه‌اى بر كشتن او دارى ؟ پس [ معشوقه ] گفت : همواره مردم را از اطراف او دور نگه مىدارم و چه كم است كه مردى عاشق‌پيشه شود مگر اين‌كه بىپروا و بىباك باشد . آن‌ها دانستند كه من حرف‌هايشان را شنيدم ، گفتند : كسىكه بىخبر به حرف‌هاى ما گوش فرامىدهد چه درباره ما مىداند ؟ گفتم : جوانمردى هستم كه اگر بخواهيد همانا راز شما را پنهان مىدارم و اگرنه ديوانه‌اى كه تمام عذرها و بهانه را نمىشناسد . علاوه بر اين‌كه [ من كسى هستم كه ] از ستمكار و بخل‌پيشه‌اى شكايت مىكنم كه هيچ‌گاه از خود خنده و خوش‌رويى به من نشان نداده است . پس جواب داد : درست را با غلط آميخته كرد و سره نگفتى . پس گفتم : بعضى از آن‌چه بوده را گفتم ، شايد كه شر را با شر و بدى را با بدى بتوانم دفع كنم . پس جواب داد : مانند اينست كه قافيه تو به تنگ آمده و نمىتوانى درست شعر بگويى و از مصر [ يعنى عربى غيرفصيح و ناكامل ] اين كلام تو مىآيد . پس گفتم : به من بدگمان و بدانديشه شده‌اى زيرا من شاعر نيستم گرچه گاهى از سينه من شعر مىجوشد و فوران مىنمايد . از هركه مىخواهى بپرس به تو خواهد گفت كه من در هرحالى بهترين رازدار هستم و هيچ‌گاه در راز مردم كه به امانت نهاده‌اند ، خيانت نخواهم كرد . و من كسى نيستم كه به‌خاطر شعرم شناخته نشده‌ام بلكه همواره اشعارم به‌خاطر من شناخته شده‌اند . و براى شعر افراد و پيروان زيادى وجود دارد ولى من پيرو و چاكر شعر در سختى و آسانى نيستم . ولى احسان و نيكى جعفر مرا دعوت به گفتن اين كلمات و به سرودن شعر وادار نموده است . پس [ نيكى خليفه ] مانند حركت آفتاب شد كه در هرشهر و ديارى مىرود و مانند وزش باد است كه در خشكى و دريا مىوزد . و اگر صاحب نعمتى بزرگ‌تر از آن باشد كه به‌خاطر پرورده و نعمتش سپاس گفته شود همانا جعفر بالاتر و بزرگتر از تشكر و سپاس مىباشد . و هركه فكر كند كه كرم و بخشش او به دريا و باران تند شبيه است و در مدح او چنين بگويد ، پس بداند كه دريا و باران را ستايش كرده است نه جعفر را . 1961 - تقدّم و تأخّر اولاد در كتاب « تبيان » مذكور است : قول تعالى : لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ « 1 » چون به دليل « املاق » ، خطاب با فقرا بوده در وعدهء « رزق » ، حق‌تعالى مخاطبين را بر

--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 151 . ( . . . و فرزندان خويش را از [ بيم ] تنگدستى نكشيد كه ما شما و آن‌ها را روزى مىدهيم . . . ) .